» چگونه از منطقه راحتی خود خارج شوید و کاملاً به جلو قدم بردارید؟

چگونه از منطقه راحتی خود خارج شوید و کاملاً به جلو قدم بردارید؟

چگونه از منطقه راحتی خود خارج شوید و به طور کامل وارد منطقه رشد خود شوید:


10 مرحله که باید دنبال کنید


اگر درگیر تجربیات جدید نباشیم، دیدگاه های جدیدی به دست نمی آوریم.

از ملوانان باستانی که طوفان‌ها را برای کاوش در سرزمین‌های جدید تحمل می‌کردند تا کارآفرینان دیجیتال مدرن که کسب‌وکارهای آنلاین از راه دور ایجاد کرده‌اند، زندگی همچنان به کسانی که در ناشناخته‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند پاداش می‌دهد. چرا؟ زیرا آنها کسانی بودند که مایل بودند تا با چالش ها مواجه شوند. آنها کسانی هستند که چالش، ناراحتی،زحمت و ماهیت واقعی تجربه انسانی را پذیرفته اند: یک فرآیند همیشه در حال تغییر، همیشه در حال تکامل و در حال رشد.


ما اینجا هستیم، روی زمین، تا تکامل پیدا کنیم. به همین دلیل است که به آن "تکامل انسان" می گویند.

پس چرا رشد نمی کنی؟

شما رشد نمی کنید زیرا از چالش (ناراحتی ، زحمت) خودداری می کنید. شما در حال رشد نیستید زیرا از شرکت در تجربیات جدید خودداری می کنید. شما راکد هستید، خیلی عمیق در منطقه راحتی خود هستید. شما در حال رشد نیستید زیرا هر غل و زنجی که به راحتی شما چسبیده است (برای تلاش و "ایمن نگه داشتن شما") همچنان شما را عقب نگه می دارد. و بنابراین، شما خود را از تغییر ناتوان کرده اید.


در اینجا چیزی است که باید بدانید: تقریباً هر چیزی که برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارید به مهارت ها، عادات، دانش و تجربیات جدید نیاز دارد. برای رفتن از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید، باید کارهایی را انجام دهید که قبلا هرگز انجام نداده اید. شما باید مایل باشید که ناراحت شوید زیرا ناراحتی تنها راه رشد است. راه دیگری وجود ندارد.


حقیقت این است که برای اینکه واقعاً صعود کنید، از خود قبلی خود بالاتر بروید و زندگی خود را کاملاً تغییر دهید، نه تنها باید با ناراحتی مشکلی نداشته باشید، بلکه باید عاشق سفری هم باشید که آن را تحمل می کنید. ناراحتی لحظه ای از زمان نیست، گذر زمان است. این یک روش زندگی است - به جای اینکه از خود تنش دوری کنید، به طور مداوم از طریق نقاط تنش کار کنید تا چنگال آنها را بر خود رها کنید.


به طور خلاصه: رشد نیاز به یک شمای جدید دارد.

در بخش‌های زیر، سه چیز را که ما را در منطقه راحتی نگه می‌دارند و چگونگی رهایی از آن‌ها را بررسی می‌کنیم تا در نهایت بتوانیم از منطقه راحتی خود خارج شویم و مستقیماً به منطقه رشد بپریم و در آنجا بمانیم.


چه چیزی شما را از جهش به جلو باز می دارد؟

منطقه راحتی شما وسوسه انگیز است. این کاناپه راحت است که شما را فرا می خواند، شما را با گرما می پوشاند و سپس شما را عمیق تر در هسته خود فرو می برد. این اغوا کننده است. اما کمی بیش از حد در آن بمانید دوباره ایستادن سخت تر می شود - کشش گرانشی بسیار قوی است.

و این دلیلی است که شما در جایی که هستید راکد می مانید.


شما در حرکت یا عمل نیستید . وقتی حرکت نمی کنید، در حال کاوش نیستید. و وقتی درگیر تجربیات جدید نیستید، مهارت‌های جدیدی را یاد نمی‌گیرید یا نمی‌سازید - فقط در آنجا هستید، در زمان وجود دارید، اما از طریق آن تکامل نمی‌یابید.

نه جرات ورزی، نه به دست آوردن.


شما می خواهید آن کتاب را بنویسید. شما می خواهید به آن استارت آپ جدید بپیوندید. شما می خواهید به بالی نقل مکان کنید. شما می خواهید آن پروژه جانبی را شروع کنید. اما چرا هنوز در این منطقه گیر کرده اید؟ و چرا بیرون آمدن از آن اینقدر سخت است؟



کشش راحت

سه نقطه تنش وجود دارد که ما را در مناطق آسایش محکم نگه می دارد: طرز فکر ما، ترس بیش از حد و عدم اقدام.


1. طرز فکر.

اول از همه، هیچ آتشی برای روشن کردن جرقه وجود ندارد. و اگر زیر صندلی شما آتشی نباشد، چگونه انتظار دارید که به سمت بالا تکان بخورید و دویدن را شروع کنید؟

ببینید، شما به هدفی نیاز دارید که به شما الهام بخشد. زیرا برای اینکه یک هدف مهم باشد، باید شما را به پا کند. و برای اینکه بتوانید با آن تلاش کنید، ابتدا باید باور داشته باشید که می توانید به آن هدف برسید.

به عبارت دیگر، شما باید از همان چیزی که کارول دوک، روانشناس و نویسنده، ذهنیت رشد را ابداع کرده است، کار کنید، که به قول او، «بر اساس این باور است که ویژگی های اساسی شما چیزهایی هستند که می توانید از طریق تلاش ها، استراتژی ها و کمک های دیگران پرورش دهید." ویژگی ها، اعتماد به نفس و توانایی های شما ثابت نیستند. آنها متحرک هستند آنها درست مثل شما تکامل می یابند.

در حال حاضر، شما خیلی کوچک فکر می کنید (شما الهام نمی گیرید) و از یک طرز فکر ثابت (که شما را تحقیر می کند) کار می کنید.


2. ترس.

ترس از ناشناخته. ترس از عدم اطمینان. ترس از شکست. ترس دومین دلیلی است که همچنان مهار شما را به عقب می کشد.

شما از ناشناخته‌ای که تغییر به همراه خواهد داشت می‌ترسید، اما آیا فکر کرده‌اید که تغییر ثابت است ؟ چه آن را ایجاد کنید یا نه، تغییر اتفاق خواهد افتاد. امنیت منطقه راحتی شما فقط یک توهم است زیرا ناشناخته همیشه همین است - ناشناخته. ممکن است فکر کرده باشید که شغل راحت شما "ایمن" است و سپس ناشناخته ها به شکل همه گیر آمدند و آن را از دست دادید.

این چیزی است که باید بدانید: زندگی شما می تواند در یک لحظه تغییر کند .

عدم قطعیت راه است.

ترس از شکست نیز مانع شما می شود، اما شکست فقط کلمه دیگری برای «درس های آموخته شده» است. و بنابراین سوال این است که آیا واقعا از یادگیری دروس جدید می ترسید؟

البته که نه.

و سپس می گویید: "من نمی دانم چگونه بپرم."

که من می گویم، کشش راحتی بسیار قوی است، زیرا شما به "چگونگی" بسیار وسواس دارید - با تلاش برای برنامه ریزی هر اینچ از هر حرکت، کشف هر مرحله از راه، و ترسیم جزئیات هر فرآیند در تلاشی برای حذف ناشناخته ها، عدم قطعیت ها و خطر شکست.

اما زندگی اینگونه نیست - ما فقط می توانیم مقدار کمی از آن را کنترل کنیم.

وقتی به «چگونه» اجازه می‌دهید «چی» را تحت الشعاع قرار دهد، خود را با ناشناخته‌ها، عدم قطعیت‌ها و تخیلات متلاشی شده غرق می‌کنید. بعد چه اتفاقی می افتد؟ احساس دلسردی می کنید. خودتو خفه میکنی و تو عمیق تر در آن کاناپه فرو می روی.


3. عمل.

تا حدی به دلیل طرز فکر ثابت شما، و تا حدی به دلیل تفکر بیش از حد ترسناک شما ، اکنون ناتوان مانده اید. کشش راحتی به مراتب بیشتر از کشش رشد است، بنابراین شما حتی سعی نکرده اید کوچکترین اقدامی را برای رسیدن به هدف خود انجام دهید - به خود فرصتی نداده اید که تأیید کنید که می توانید از قدیمی ها دور شوید و رشد کنید. به جدید.

بنابراین برای جمع آوری همه اینها، در اینجا دلیلی وجود دارد که شما در آن منطقه راحتی گیر کرده اید:


  1. شما طرز فکر اشتباهی دارید؛ اهداف شما به شما الهام نمی‌بخشد و باور ندارید که حتی اگر به آن‌ها رسیده باشید، می‌توانید به آنها برسید.
  2. داری بیش از حد به ترس فکر می کنی
  3. شما سعی نکرده اید از آن خارج شوید.

چگونه از آن منطقه آسایش خارج شویم

طنز منطقه راحتی این است:

شما به احتمال زیاد حاضر نخواهید بود که از منطقه راحتی خود خارج شوید و وارد ناراحتی شوید تا زمانی که در خود منطقه راحتی بسیار ناراحت شوید.

در مورد آن فکر کنید:

تا زمانی که از راحتی شغل شرکتی خود کاملاً خسته نشده اید، نمی توانید برای آن استارت آپ درخواست دهید. تا زمانی که از شلوغی و ازدهام شهر خسته نشده اید، به فکر انتقال به جای دیگر نخواهید بود. تا زمانی که بر منحنی یادگیری وبلاگ نویسی تسلط نداشته باشید، آشنایی با آن را عمیق کنید و احساس کنید که سقف آن را زده اید، شروع به نوشتن آن کتاب نکنید.


وقتی منطقه راحتی شما بسیار ناراحت کننده می شود، آن وقت است که جرقه روشن می شود. و آن وقت است که باید به صحنه بروید و آتش را شعله ور کنید. آن وقت است که نسخه جدید شما باید نمایش داده شود.


وقتی می‌نشینید به ایمیل‌های کاری‌تان پاسخ می‌دهید و احساس می‌کنید زندگی درون روحتان از بدنتان فرار می‌کند، این نشانه‌ای است که نسخه جدیدی از شما باید وارد شود و تغییر ایجاد کند - کسی که از اقدام و ایجاد هراسی ندارد.

بنابراین این پیامی است که می خواهم به خاطر بسپارید:

ناراحتی در وضعیت موجود نشانه آن است که زمان تغییر فرا رسیده است و ناراحتی می طلبد که نسخه جدیدی از شما ظاهر شود.


ما تمایل داریم فکر کنیم که ناراحتی دشمن ماست. اما اگر لنز دوربینی را که از آن نگاه می کنیم عوض کنیم چه؟ چه می‌شد اگر ما شروع به دیدن ناراحتی برای آنچه هست کنیم: صدا. زمزمه ای آنقدر بلند که بدنمان را می لرزاند. راهنمایی درونی ما به ما می گوید که ما برای چیزهای بیشتری در نظر گرفته شده ایم، زیرا توانایی بیشتری داریم.


و اگر اجازه دهیم ما را وارد عمل کند چه؟

ناراحتی در منطقه راحتی ما نشانه آن است که زمان آن فرا رسیده است که از آن منطقه خارج شویم و با قدم گذاشتن کامل به منطقه رشد خود واقعاً ناراحت شویم.

آن خط را دوباره بخوانید.

این را زمانی یاد گرفتم که فهمیدم زمان آن فرا رسیده است که آسایش خانه والدینم را ترک کنم و به تنهایی به فرانسه بروم و زبان فرانسه را یاد بگیرم. این هیجان‌انگیزترین و هیجان‌انگیزترین ماجراجویی در اوایل دهه بیستم بود و من با شخص دیگری به خانه برگشتم.

این را زمانی یاد گرفتم که در راحتی کار در مکانی مانند گوگل احساس ناراحتی کردم که مجبور شدم همه چیز را تغییر دهم و سعی کنم مسیر خودم را از طریق کارآفرینی ایجاد کنم . من بیشترین رشد شخصی و حرفه ای زندگی ام را در همان یک سال اول ایمان به تنهایی تجربه کردم، در مقایسه با مجموع تمام سال های کاری قبلی.

این قدرت ناراحتی است - شما را از خطرات آسایش دور می کند و شما را به سمت رشد سعادت می کشاند.


پس چگونه از آن منطقه راحتی خارج می شوید؟

شما باید نقطه تنش را شناسایی کرده و از آن عبور کنید.

همانطور که قبلا ذکر شد، سه مورد از آنها وجود دارد: طرز فکر، ترس و عمل. در اینجا نحوه کار شما از طریق آن نقاط تنش برای رهایی از چنگال آنها است تا بتوانید مستقیماً به منطقه رشد بی حد و حصر راه بروید.



1. طرز فکر خود را تغییر دهید - باور کنید که می توانید.

در اینجا دو نکته وجود دارد.

اول، شما می خواهید هدفتان الهام بخش شما باشد. برای اینکه احساس کنید از زندگی بسیار هیجان زده هستید، صندلی خود را برمی دارید، آن را از پنجره بیرون می اندازید و با شادی می رقصید. خوب، خیلی هیجان زده نیستم، اما می دانید منظورم چیست. هدف از راه اندازی پروژه جانبی خود و دیدن رشد آن الهام بخش است. شما را به حرکت وا می دارد. هدف از گرفتن یک سال مرخصی برای زندگی در خارج از کشور و تجربه یک روش جدید زندگی هیجان انگیز است. شما را به حرکت وا می دارد.

دوم، شما می خواهید یک ذهنیت رشد را پرورش دهید .

در حال حاضر، ممکن است با یک طرز فکر ثابت زندگی کنید - معتقدید که ویژگی های شما در سنگ بنا شده است و بنابراین، نمی توانید تغییر کنید. این ایده را به کلی کنار بگذارید. با ذهنیت رشد، باور داشته باشید که قادر به تغییر و گسترش هستید، که می توانید با تلاش مداوم پیشرفت کنید.

کارول دوک در کتاب خود به نام ذهنیت می نویسد :

"تحقیق من نشان داده است که دیدگاهی که شما برای خود در نظر می گیرید عمیقاً بر نحوه هدایت زندگی شما تأثیر می گذارد. طرز فکر رشد مبتنی بر این باور است که ویژگی های اساسی شما چیزهایی هستند که می توانید از طریق تلاش ها، استراتژی های خود و کمک دیگران پرورش دهید.

باور کنید که می توانید و از باورهای محدود کننده خود رها شوید .

مهارت های شما از طریق تمرین عمدی و تلاش مستمر آموخته، توسعه یافته و بهبود می یابد.


2. از فکر کردن دست بردارید – با آن ترس کار کنید.

آدام گرانت در کتاب خود به نام The Originals به مطالعه ای اشاره می کند که در مدرسه بازرگانی هاروارد انجام شده است که در آن پروفسور آلیسون بروکس از دانش آموزان می خواهد که در مقابل هیئت داوران سخنرانی های متقاعدکننده ای ارائه دهند. 

در حالی که تنها دو دقیقه برای آماده شدن بود، بسیاری از دانش‌آموزان «به وضوح می‌لرزیدند». بنابراین پروفسور بروکس برای کمک به آنها برای مدیریت ترس خود از دانش آموزان خواست تا قبل از ایراد سخنرانی سه کلمه با صدای بلند صحبت کنند. او به طور تصادفی از آنها منصوب کرد که بگویند "من آرام هستم" یا "من هیجان زده هستم".

این شد نتیجه:

زمانی که دانش‌آموزان احساسات خود را هیجان می‌دانستند، سخنرانی‌هایشان 17 درصد قانع‌کننده‌تر و 15 درصد اعتماد به‌نفس‌تر از سخنرانی‌های دانش‌آموزانی که خود را آرام می‌دانستند رتبه‌بندی می‌شد. تعریف مجدد ترس به عنوان هیجان نیز به سخنرانان انگیزه داد و میانگین طول سخنرانی آنها را 29 درصد افزایش داد.

ترس تنها زمانی افزایش می یابد که ما به عملی علاقه مند باشیم که ما را می ترساند.


ترس مساوی است با علاقه زیرا ما آن را تنها زمانی احساس می کنیم که با چیزی سروکار داریم که واقعاً به آن اهمیت می دهیم. دانش آموزان می خواستند سخنرانی های خوبی برای داوران خود داشته باشند، بنابراین طبیعتاً احساس ترس می کردند. در غیر این صورت، چرا ترس؟


ترس شما از عدم اطمینان، ترس از شکست، ترس از ناشناخته - ترس به طور کلی - یک شاخص است. این بدان معناست که شما آگاهانه در تلاش برای ایجاد تغییر هستید و بنابراین مقاومت خود را به شکل ترس یا شک به خود نشان می دهد تا شما را متوقف کند.

این تنشی است که باید از بین ببرید. و شما این کار را با کار کردن با آن انجام می دهید، نه علیه آن. شما ترس را به یک احساس به همان اندازه شدید تبدیل می کنید. به آن متمایل می‌شوید و اجازه می‌دهید به شما انگیزه دهد، نه اینکه شما را کوچک کند. شما شدت منفی «من می ترسم» را با یک احساس مثبت به همان اندازه شدید تطبیق می دهید: «من هیجان زده هستم».


3. اقدام کنید - شکاف "ناشناخته" را با یک قدم کوچک پر کنید.

وقتی اواخر شب رانندگی می کنید، می توانید ببینید چه چیزی در راه است؟ نه. شما فقط تا جایی که پرتو چراغ های جلوی خود را می بینید. و با این حال، با آرامش و ایمان رانندگی می‌کنید، زیرا مقصد خود را در ذهن دارید و می‌دانید که کیلومترهای بعدی با نزدیک شدن به آنها، خود را برای شما آشکار خواهند کرد.

همین اصل در زندگی نیز صدق می‌کند: تنها چیزی که نیاز دارید یک هدف است، نقشه خود را با شروع قدم زدن در مسیر برای شما آشکار می‌کند.

به همین دلیل است که استفان کاوی در کتاب خود با عنوان 7 عادت افراد بسیار مؤثر نوشت:

"آخرش را در نظر گرفتن."

هیچ کس از شما انتظار ندارد مراحل دقیقی را که قرار است بردارید بدانید.

زندگی اینطوری کار نمی کند.

تنها چیزی که نیاز دارید یک هدف و شفافیت برای قدم بعدی است که باید بردارید. شما در هر لحظه فاصله بین جایی که هستید و جایی که می خواهید باشید را پل کنید.

"سفر هزار مایلی با یک قدم شروع می شود." - لائو تزو

پس چگونه این را اعمال می کنید؟

در اینجا ده مرحله وجود دارد که می توانید دنبال کنید.



10 قدمی که شما را از منطقه راحتی خود خارج می کند و وارد منطقه رشد می کند


  1. نشان دادن. از بودن در منطقه راحتی خود بسیار ناراحت شوید و متوجه شوید که تمام کارهایی که تاکنون انجام داده اید، شما را به جایی که امروز هستید رسانده است، بنابراین جایی که می خواهید بروید، نیاز به نسخه کاملاً جدیدی از شما برای شروع ظاهر شدن دارد.
  2. منعکس کنید. به انگیزه های خود فکر کنید و مشخص کنید که چرا آماده اید از این منطقه خارج شوید. آنها را یادداشت کنید تا به خاطر بسپارید. همچنین، در نظر بگیرید که اگر امروز برای تغییر وضعیت موجود اقدامی نکنید، چند سال دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد . آیا با حسرت به عقب نگاه خواهید کرد؟
  3. هدف خود را بنویسید مسیری که می خواهید زندگی خود را در آن حرکت دهید چیست؟ هر روز آن هدف را به خود یادآوری کنید و اینکه چرا می خواهید به آن برسید.
  4. هویت خود را تغییر دهید هدف در مورد دستاورد نیست، بلکه مربوط به شخصی است که به خاطر آن تبدیل می شوید. هر هدف جدیدی نیاز به یک نسخه جدید از شما دارد تا ظاهر شوید - یک هویت جدید . بنابراین، از خود بپرسید: "من باید چه کسی باشم؟" خودتان را با ویژگی های آن شخص توصیف کنید. امروز خود را ببینید و طوری رفتار کنید که می خواهید فردا شوید.
  5. اعتماد به نفس و ذهنیت رشد خود را تقویت کنید. این ایده را بپذیرید که می توانید آن را کشف کنید، می توانید آن را محقق کنید، و زمانی که یک اقدام کوچک در جهت هدف خود انجام دهید، همه "ناشناخته ها" شروع به آشکار شدن خود برای شما خواهند کرد. خود را آموزش دهید تا رشد را به راحتی، یادگیری را به جای آشنایی، و شکست و تلاش را بیش از هرگز تلاش نکردن، ترجیح دهید.
  6. ترس را به هیجان تبدیل کنید. کدام یک از شش ترس است؟ با آن کار کنید، نه مخالف. درک کنید که شک و ناامنی عظیمی وجود خواهد داشت و این کاملاً طبیعی است - راهش همین است . ناراحتی راه پیش رو است - هیچ راه دیگری وجود ندارد. با ادامه مسیر، تجربه به دست خواهید آورد و تجربه چیزی است که به شما می آموزد چگونه آن احساسات را بهتر مدیریت کنید.
  7. حرکت کنید و قدم های کوچک را یکی پس از دیگری بردارید. عمل باعث وضوح می شود. هنگامی که بدانید چه می خواهید، اکنون مسیری برای حرکت به سمت آن دارید. اکنون از خود بپرسید: "گام بعدی که می توانم بردارم چیست؟" به حرکت ادامه دهید و هر اتفاقی بیفتد، تسلیم نشوید و به عقب برنگردید.
  8. اطراف خود را با گروهی از مردم محافظت کنید. با کسانی که شما را بالا می برند، معاشرت کنید، نه با کسانی که شما را دپرس می کنند. با کسانی که شور و شوق خود را خواهید دید و شما را تشویق می کنند، نه آنهایی که با بیهودگی آن را خفه می کنند. محیط شما در اینجا نقش مهمی ایفا خواهد کرد. منتقدان را رها کنید و به هواداران بچسبید. هیچ چیز بدتر از این نیست که روحت به خاطر حضور بدبینانه طولانی مدت کسی خراب شود.
  9. خودتان را خیلی جدی نگیرید. به خودت و اشتباهاتت بخند در نظر بگیرید که چگونه ماجراهای شما به داستان های درخشان تبدیل می شود که مردم مایل به شنیدن آن هستند. و هنگامی که زمین خوردید (و خواهید افتاد)، گرد و غبار را از روی زانوهای خود پاک کنید و دوباره بلند شوید. اگر ما هرگز یاد نگیریم چگونه ببازیم، معنای برد چیست؟
  10. روی چیزهای خوب تمرکز کنید نقاط قوت خود را آبیاری کنید پیشرفت خود را جشن بگیرید. از سفر "پیدا کردن آن" لذت ببرید، زیرا زندگی همین است.


آنچه برای شما مهم است

در منطقه راحتی، جایی که اکثر ما وقت خود را در آن می گذرانیم، زندگی احساس امنیت می کند. اما هر چیزی که آرزوی تبدیل شدن به آن را داریم در منطقه رشد نهفته است. در آن منطقه دوم، شما احساس آسیب پذیری، ترس و ناامنی خواهید کرد، اما در آن مبارزه، جادو در آنجا اتفاق می افتد. آنجاست که رشد و یادگیری اتفاق می افتد.

آنجاست که شما تکامل پیدا می کنید.

تغییر زمانی آغاز می‌شود که تشخیص دهیم درد زندگی در این منطقه راکد، رضایت‌بخش و آشنا بسیار بدتر از ناراحتی بیرون رفتن از آن، رشد کردن و امتحان کردن چیزهای جدید است. به آن تجربه ناراحتی متمایل شوید و عقب ننشینید، زیرا باید از قلمرو ناراحتی عبور کنید تا به آنچه در زندگی می خواهید برسید - هیچ راه دیگری وجود ندارد.

شروع کردن قبل از آماده شدن کار آسانی نیست، اما اگر می خواهید تغییر کنید، لازم است.

آبراهام مزلو روانشناس یک بار نوشت: "شما یا به سمت رشد گام خواهید برداشت یا به سمت ایمنی به عقب گام خواهید برد." اگر به سمت رشد قدم بردارید، در درازمدت، شما را به مهارت‌ها، دانش و تجربه‌ای مجهز می‌کند که شما را به سمت امنیت سوق می‌دهد.

بین جایی که امروز هستید و جایی که می خواهید باشید - امروز چه کسی هستید و چه کسی می خواهید شوید - ناراحتی وجود دارد. این گذرگاهی است که شما را به جلو می برد. آن را در آغوش بگیر و شکوفا خواهی شد. از آن دوری کنید، و کوچک خواهید شد.


بپرید، پاهای خود را محکم در آن ناحیه رشد بکارید و به عقب نگاه نکنید.

اما اول، زندگی می خواهد نسخه جدیدی از شما ظاهر شود.



ترجمه فاطمه قناعتیان

مجله ارم بلاگ



فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


درمان انواع بیماری ها با مصرف آب قلیایی درمان انواع بیماری ها با مصرف آب قلیایی مشاهده