آموزش مهارتهای زندگی به فرزندان

» آموزش مهارتهای زندگی به فرزندان

تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان و عزت نفس فرزندان

روان شناسان در دهه های اخیر ، در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از اختلالات و آسیب ها در ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت های خویش ، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی رویارویی با موقعیت های دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب ریشه دارد . بنابراین با توجه به تغییرات و پیچیدگی های روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی ، آماده سازی افراد به ویژه کودکان جهت رویارویی با موقعیت های دشوار امری ضروری به نظر می رسد .

در همین راستا روان شناسان با حمایت سازمانهای ملی و بین المللی ، جهت پیشگیری ازبیماریهای روانی و نابهنجاری های اجتماعی آموزش مهارت های زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نموده اند .

با توجه به گسترش خدمات بهداشت روانی مبتنی بر مدرسه در کشورهای مختلف ، سازمان بهداشت جهانی طرح تحقیق مهارت زندگی را به عنوان بخشی از برنامه بهداشت روانی این سازمان بنا نهاده است. هدف اصلی سازمان بهداشت جهانی از ایجاد طرح مهارت های زندگی در زمینه بهداشت روانی این است که جوامع مختلف در سطح جهان نسبت به گسترش ، به کارگیری و ارزیابی برنامه آموزش مهارت های زندگی که متمرکز بر رشد توانایی های روانی اساسی مانند حل مسئله ، مقابله با هیجانات ، خود آگاهی ، سازگاری اجتماعی و کنترل استرس بین کودکان و نوجوانان هست اقدام نمایند .

بدین ترتیب مدارس به جای اینکه تنها بر افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان تمرکز نمایند باید بر تامین و حفظ سلامت روان آنان نیز تاکید نمایند . اقدامات لازم را به منظور تحقق هدف مذکور انجام دهند چرا که اگر هدف فوق تحقق یابد بسیاری از مشکلات تحصیلی و آموزشگاهی خود به خود کاهش می یابد .

یکی از برنامه های پیشگیرانه ای که در سطح جهانی مورد توجه قرار گرفته ، آموزش مهارت های زندگی به کودکان هست. سازمان بهداشت جهانی برای افزایش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی برنامه ای تحت عنوان آموزش مهارت های زندگی تدارک دیده و در سال 1993 در « یونیسف » (صندوق کوکان سازمان ملل متحد) مطرح نموده است، از آن سال به بعد این برنامه در بسیاری از کشورها مورد مطالعه قرار گرفته است (سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، 1377) .

پژوهش های مختلفی که پس از اجرای برنامه آموزش مهارت های زندگی در مدارس صورت گرفته ، تاثیر این آموزش را بر ابعاد مختلف سازگاری و سلامت روانی نشان می دهد که به طور کلی آموزش مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی در موارد زیر تاثیر مثبت دارد :

1-   رفتارهای اجتماعی مثبت در مدارس (تعامل اجتماعی مثبت بین همکاران)

2-   افزایش توانایی حل مساله – خودآگاهی

3-   کاهش خشم ، اضطراب ، افسردگی ، کمرویی در رفتارهای بزهکارانه

4-   ایجاد جایگاه مهار درونی

5-   مقبولیت اجتماعی

6-   مقابله با بحران

7-   رویارویی اجتماعی

8-   افزایش جرات ورزی

9-   خود پنداره مثبت

10- مهارت های کلامی و غیر کلامی اجتماعی مناسب .

پژوهش نشان می دهد که افراد دارای جراتمندی و اعتماد به نفس بالا مهارت های حل مساله بالاتری دارند به طوری که بهتر از افراد دارای جراتمندی پایین قادر به شناسایی راه حل های موثر هستند و انتظار اثر بخشی بیشتری در مورد پاسخ های موثر و راه حل های مناسب دارند همچنین آنان توانایی انتقاد کردن بالاتری دارند و اطمینان بیشتری به اثر بخشی انتقاد نشان دادند . بنابراین آنان از مهارت انتقاد کردن که یک مهارت بین فردی بسیار پیچیده است به خوبی استفاده می کنند .

یکی از ویژگیهای شخصیت بهنجار ، برخورداری از عزت نفس است ، عزت نفس عبارت است از درجه تصویب و تایید و ارزش که شخص نسبت به خود احساس می کند و یا قضاوتی که فرد نسبت به ارزش خود دارد . عزت نفس از جمله مفاهیمی است که مورد پژوهش بسیاری از روان شناسان قرار گرفته است . عزت نفس با برخی پدیده های روانی در ارتباط است ، عزت نفس بالا با راهبردهای مقابله ای مثبت و سازنده ، انگیزش بالا و حالت عاطفی مثبت رابطه دارد.

تحقیقات نشان می دهند که برنامه های آموزش مهارت رد کردن و مقاومت در برابر نفوذ و فشار همسالان در دانش آموزان موجب کاهش آسیب پذیری نسبت به فشار همسالان ، افزایش و حفظ جایگاه مهار درونی و عزت نفس آنان می شود.

برخی ارزیابیها ثابت کرده اند که شرکت در کلاسهای آموزش مهارت های زندگی موجب ایجاد عزت نفس می شود . عزت نفس نیز انعطاف پذیری در مقابل تغییرات را افزایش می دهد و نگرش های مثبت در جهت پیشرفت احساس خود کفایتی را تقویت می کند .

همه ما در طول زندگیمان مهارت های مختلفی را کسب می کنیم از سال های ابتدایی زندگی که راه رفتن و حرف زدن را یاد می گیریم تا سال های بعد که کم کم خواندن و نوشتن و مهارت های دیگر را می آموزیم . یادگرفتن این مهارت ها به ما کمک می کند تا بتوانیم زندگی بهتری را داشته باشیم و از امکانات اطرافمان استفاده بیشتری بکنیم . مهارت های زندگی باعث می شود ما شخصیت خود را در جهت سازگاری بهتر با محیط بسازیم .

بر اساس تعریف یونسکو « سازمان آموزش جهانی » مهارت های زندگی در ده دسته طبقه بندی می شوند :

1-   مهارت های خود گاهی

2-   مهارت همدلی

3-   مهارت روابط بین افراد

4-   مهارت ارتباط موثر

5-   مهارت مقابله با استرس

6-   مهارت مدیریت هیجان ها

7-   مهارت حل مساله

8-   مهارت تصمیم گیری

9-   مهارت تفکر خلاق

10- مهارت تفکر انتقادی

مهارت زندگی برای بهتر زیستن به ما کمک می کند که با مشکلات زندگی به شیوه مثبت برخورد نموده ، تا به موفقیت های بیشتری نایل آییم چرا که به قول نیچه انسان چرایی است که می تواند با هر چگونه ای بسازد ولی اگر بخواهد .

آموزش مهارتهای زندگی برای درک افراد از کفایت خود ، ارتقای اعتماد به نفس و عزت نفس آنان تاثیر می گذارد و نقش مهمی در سلامت روانی دارد .

از سویی تغییر و تحولات سیاسی کشور لزوم توجه به قانون و حقوق مدنی را بیش از پیش آشکار می سازد . تحقق مفاهیم ملی و بین المللی و تنش زدایی مستلزم تربیت شهروندانی فرهیخته است که از دانش و توانش و نگرش لازم برای زندگی مسالمت آمیز در جامعه برخوردار باشند . از سویی دیگر ، گسترش سریع ارتباطات ودسترسی سریع افراد به وسایل ارتباطی متعدد مثل تلفن ، اینترنت و ... ضرورت تربیت شهروندی را ایجاب می کند ، شهروندانی که به حقوق فردی و بین المللی آگاه باشند میراث فرهنگی خود و سایر ملل را بشناسد و در مقابل جنبه های منفی نظیر متاثر شدن از سایر فرهنگ ها که با زمینه های مذهبی و ملی در تعارض است ، از دانش و آگاهی کافی برخوردار باشند .

بنابراین با توجه به ارتباط آموزش مهارت های زندگی با سلامت روان و عزت نفس و رابطه این متغیرها با میزان شیوع اختلالات روانی – اجتماعی و ضرورت بررسی این موضوع این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوال است که آیا آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان و عزت نفس دانش آموزان تاثیر دارد ؟

 اهمیت و ضرورت شناسایی و آموزش مهارت های زندگی مورد نیاز دانش آموزان ابتدایی از این جهت است که در این دوره وجود پدیده های روانی نظیر اضطراب ، افسردگی ، پرخاشگری و اختلال در عملکردهای اجتماعی از مسائل مهم حوزه سلامت روانی ، در این دوره می باشد . لذا با توجه به این پدیده ها آموزش مهارت های زندگی از اهمیت خاصی برخوردار است . همچنین بروز آسیب زننده در این دوره می تواند از عزت نفس پایین ، عدم توانایی در ابراز وجود و روابط بین فردی ، قرار گرفتن تحت فشار همسالان و فقدان آگاهیهای لازم در زمینه مهارت های ارتباطی ناشی شود . بدیهی است که با ارائه آموزش های لازم در این زمینه ها می توان آثار نامطلوب این روابط را کاهش داده و با ارائه آگاهی و شناخت بیشتر از خود در دانش آموزان در جهت افزایش عزت نفس آنها تلاش نمود و تا حد امکان عواطف و حالت های روانی نامطلوب نظیر افسردگی ، اضطراب و خشم را کاهش داد که خود این امر موجب ارتقای سلامت عمومی کودکان خواهد شد از طرف دیگر آموزش مهارت های زندگی فرد را برای شروع زندگی و قبول مسئولیت های اجتماعی آماده می کند و آنچه برای این گروه از افراد مهم است این است که چگونه به هویت اجتماعی خود پی ببرند و چگونه به خود شناسی برسند ودر زندگی اجتماعی با تغییرات گوناگون به طور موثر مواجه شده ، مشکلات زندگی خود را حل نمایند بنابراین شرایط خاص این دوره برنامه های خاص را می طلبد .

مهارت های زندگی به معنی کسب و افزایش دانش صرف نیست ، بلکه ایجاد مهارت و تعییردر نگرش و ارزشهای فردی هست . آموزش این مهارت ها فرد را قادر می سازد تادانش ، نگرش ها و ارزشها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند . و فرد را قادر می سازد انگیزه و رفتار سالم داشته باشد و همچنین فرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را نیز ایجاد کند .

انسان برای مقابله با موقعیتهای مختلف و کشمکش های زندگی به مهارت هایی نیاز دارد تا در این راه او را مهیا سازند . این مهارت ها بسیار زیر بنایی هستند و در فرایند رشد ، شکل می گیرند ، مهارت هایی مثل شناخت عواطف و رفتارها که در قالب ساختارهایی مانند خودکارآمدی ، توانایی حل مساله ، مقابله ،درک از خود و مهارت های اجتماعی تجلی می یابند . به نظر می رسد هم اکنون ، نهادهای سنتی آموزش خانواده ، مدرسه و سایر نهادهای فرهنگی برای رشد چنین مهارت هایی در کودکان و نوجوانان چندان موفق نیستند . عوامل مختلف از جمله رسانه های گروهی و موقعیتهای مختلف اجتماعی ، اخلاقی ، تغییرات اجتماعی ، انتظارات و ارزش ها بین کودکان و نوجوانان از یک سو و والدین آنها از سوی دیگر شکاف عظیمی ایجاد نموده است . لذا ضروری است فرصت هایی فراهم گردد تا کودکان و نوجوانان علاوه بر کسب توانایی های خواندن ، نوشتن ، و حساب کردن مهارت های زندگی را نیز فرا بگیرند .

امروزه در سراسر جهان بر اهمیت بهداشت روانی تاکید می شود و روز به روز با انجام تحقیقات وسیع و گوناگون اهمیت و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی آشکارتر می گردد ، به طوری که سال 2001 میلادی از طرف سازمان بهداشت جهانی تحت عنوان سال جهانی « بهداشت روانی » اعلام گردید . سازمان مذکور در این سال شعار « غفلت بس است ، مراقبت کنیم » را جهت آشکارتر ساختن اهمیت موضوع ، مطرح نمود . (سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، 1377) .

پژوهش ها نشان می دهند که آموزش مهارت های زندگی به ارتقاء بهداشت روانی کودکان و نوجوانان در ابعاد مختلف زندگی کمک می کند و از اساسی ترین برنامه های پیشگیرانه در سطح اولیه به شمار می رود . سلامتی ،بخش اصلی یک زندگی شاد است . و مدارس نقش مهمی در آگاه ساختن کودکان و نوجوانان پیرامون مسائل بهداشتی و سلامتی و آموزش مهارت های زندگی به آنان دارند .

 پژوهش هاي مختلفی كه پس از اجراي برنامه آموزش مهارت هاي زندگي در مدارس صورت گرفت ، تاثير اين آموزش را بر ابعاد مختلف سلامت روان نشان مي دهد. مثلاً كاهش معنا دار اضطراب اجتماعی، تصور از خود ، خودكار آمدی، ناسازگاری اجتماعی و هيجانی و عزت نفس. در بسیاری از بررسی های انجام شده در این زمینه نتایجی دیگر از قبیل افزایش اعتماد به نفس کودکان،بهبود رابطه معلم و شاگرد،کاهش غیبت از مدرسه،و کاهش بد رفتاری آنان حاصل گردید(سازمان بهداشت جهانی،ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی،1377).

ادامه در پست بعدی ....

 

محمد رحمان پور

استاد راهنما :دکتر حسین مومنی مهموئی

استاد مشاور : دکتر سعید تیموری


آخرین مطالب این وبلاگ